فر و برز

لغت نامه دهخدا

فر و برز. [ ف َرْ رُ ب ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) شکوه و جلال و بزرگی. زیبایی و برازندگی:
بدو گفت گر فرّ و برز کیان
نبودیت بادانش اندر میان.فردوسی.

فرهنگ فارسی

شکوه و جلال و بزرگی. زیبایی و برازندگی.

جمله سازی با فر و برز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو داراب را دید با فر و برز به گردن برآورده پولاد گرز

💡 بدین سان بود فر و برز کیان به نخچیر آهنگ شیر ژیان

💡 پرستار با فر و برز کیان به هر کار با شاه‌ بسته میان

💡 تو از ایزدی فر و برز کیان به موی اندر آیی ببینی میان

💡 مرا داد یزدان کنون فر و برز ازاو بستدم تاج شاهی به گرز

💡 تویی شوکت و فر و برز کیان به مردی و گردی کمر بر میان

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز