غوغاسالاری
مترادفها
آشوبگری، جنجالآفرینی، فتنهگری
متضادها
نظمگرایی
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) حکومت یا سلطة اوباش.
ویکی واژه
حکومت یا سلطة اوباش.
جمله سازی با غوغاسالاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دموکراسی اگر چه میتواند به عنوان عالیترین نوع حکومت در جامعه مطرح شود؛ اما در عین حال ممکن است به ورطه غوغاسالاری و به تبع آن عدم ثبات سیاسی و اقتصادی منجر شود.