غنچه ای
مترادفها
غنچهای، شکوفهای
متضادها
شکوفا، گلی
فرهنگ عمید
کوچک و زیبا: لب های غنچه ای.
جمله سازی با غنچه ای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دل از صباحت رخ خوبت گشاده شد مانند غنچه ای که به وقت سحر شکفت
💡 همچنان کز خاک روید غنچه ای پهلوی گل در چمن دل را کشد شادی در آغوش نشاط
💡 چه باغ خرم سبزی است لیک نتوان چید گلی ز نسترن و غنچه ای ز یاسمنش
💡 چون صبا گرد سراپای چمن گردیدم غنچه ای نیست که نیمی ز دلش شاد بود
💡 هر غنچه ای که هست درین باغ و بوستان دارد ازو شکستن طرف کلاه را
💡 تا وا کند نسیم سحرگاه غنچه ای صد عقده باز تاک زبردست می کند
💡 آن دختر کوچک با چهرهای غنچهای و معصوم، در میان گلهای باغ نشسته بود و با دقت به پروانههای رنگارنگی که بر روی گلها مینشستند، خیره شده بود.
💡 شاعر در این بیت از شعر، از زیبایی غنچهای شکوفههای بهاری یاد میکند که با نسیم ملایم صبحگاهی، در میان باغ و چمنزار به رقص در میآیند.
💡 او با آن لبهای غنچهای و نگاهی که سرشار از امید و تازگی بود، توانست تمام توجه حاضران را در آن مراسم رسمی و مهم به خود جلب کند.