لغت نامه دهخدا
غلغلستان. [ غ ُ غ ُ ل ِ ] ( اِ مرکب ) جایی که غلغل و شور و غوغا و داد و فریاد و بانگ و آواز باشد:
ز کابلستان تا به زابلستان
زمین گشت بر سان غلغلستان.فردوسی.سزد گر به این بوم زابلستان
نهد دانشی نام غلغلستان.فردوسی ( از انجمن آرا ).
غلغلستان. [ غ ُ غ ُ ل ِ ] ( اِ مرکب ) جایی که غلغل و شور و غوغا و داد و فریاد و بانگ و آواز باشد:
ز کابلستان تا به زابلستان
زمین گشت بر سان غلغلستان.فردوسی.سزد گر به این بوم زابلستان
نهد دانشی نام غلغلستان.فردوسی ( از انجمن آرا ).
جایی که غلغل و شور و غوغا و داد و فریاد باشد: ز کاولستان تا به زاولستان / زمین شد به کردار غلغلستان (فردوسی: ۵/۴۶۰ ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو غلغلستان شد شبستان کید بلرزید زین غم دل و جان کید