غذا ده

لغت نامه دهخدا

غذاده. [ غ ِ / غ َ دِه ْ ] ( نف مرکب ) غذادهنده. طعام دهنده. مغذی:
غم ز دل زاد و خورد خون دلم
خون مادر غذاده پسر است.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) طعام دهنده مغذی.

جمله سازی با غذا ده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غم ز دل زاد و خورد خون دلم خون مادر غذا ده پسر است

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز