لغت نامه دهخدا
غث و سمین. [ غ َث ْ ث ُ س َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب، اِ مرکب ) لاغر و فربه. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). کنایه از اندک و بسیار. ( برهان قاطع ). || کنایه از نیک و بد. || کنایه از قوی و ضعیف. || کنایه از توانگر و درویش. || کنایه از دو چیز نقیض یکدیگر. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ):
وجود رحمت یزدان محمد عربی
پناه ملک و ملک افتخار غث و سمین.؟ ( از آنندراج ).- سخن ( کلام ) غث و سمین؛سخن استوار و نااستوار. منسجم و غیرمنسجم. فصیح و غیرفصیح:
این سخن مختصر اولیتر از آنک
در سخن غث و سمین میگویم.مجیر بیلقانی.رجوع به غث و رجوع به سمین شود.