عنبرفام

لغت نامه دهخدا

عنبرفام. [ عَم ْ ب َ ] ( ص مرکب ) هرچه برنگ عنبر باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

به رنگ عنبر، سیاه رنگ.

جمله سازی با عنبرفام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون برآید دل ز قید زلف عنبرفام او؟ دانه می گردد گره در حلقه های دام او

💡 ندیدی نور ایمان را اگر در کفر پوشیده تماشا کن به زیر زلف عنبرفام رویش را

💡 دل پرخون عاشق می‌شود گلگونه رویش به این عنوان اگر آن زلف عنبرفام می‌پیچد

💡 زانرو پس از اتمام او فرمود گلشن نام او کز خاک عنبرفام او آید شمیم‌ گلستان

💡 ز اضطراب دل کند آن زلف عنبرفام رقص می‌کند آری به بال مرغ وحشی دام رقص

💡 خال محتاج کمند زلف عنبرفام نیست دانه چون افتاد گیرا، احتیاج دام نیست

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز