علی الفور

لغت نامه دهخدا

علی الفور. [ ع َ لَل ْ ف َ ] ( ع ق مرکب ) فوراً. درحال. بی خبر. بدون انتظار. ( ناظم الاطباء ). درزمان. دردم. دروقت. بی درنگ. فوری.

فرهنگ عمید

فوراً، بی درنگ، همان دم، دردم.

فرهنگ فارسی

دردم بی درنگ هماندم در زمان فورا: علی الفور دیباجه تالیفی در علم عروض و قواوفی و فن نقد اشعار تازی و فارسی آغاز نهادم.
فورا در حال بی خبر بدون انتظار

جمله سازی با علی الفور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مولود وی علی الفور از خامهٔ صفایی وه وه به ما خدا داد عزت نسایی آمد

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز