عظات

لغت نامه دهخدا

عظات. [ ع ِ ] ( ع اِ ) ج ِ عِظة. ( اقرب الموارد ).نصیحتها. پندها. اندرزها. رجوع به عظة و عظت شود:
اندوه من به روی تو بودی گسارده
و آرام یافتی دل من از عظات تو.مسعودسعد.بهر این بو گفت احمد در عظات
دائما قرة عینی فی الصلاة.مولوی.

فرهنگ عمید

= عظت

جمله سازی با عظات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهر این بو گفت احمد در عظات دائما قرة عینی فی الصلوة

💡 اندوه من به روی تو بودی گسارده و آرام یافتی دل من از عظات تو

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز