عشرتخانه
مترادفها
میخانه، بزمسرا، خوشگذرانیگاه
لغت نامه دهخدا
عشرتخانه. [ ع ِ رَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) محل شادی و خوشگذرانی. عشرت گاه. ( فرهنگ فارسی معین ): نوای نشاط و خرمی به عشرتخانه ناهید رسانید. ( حبیب السیر چ تهران ج 3 ص 155 ). در بعضی از منزهات بستانها و عشرتخانه ها به عیش و نشاط و طرب مشغول بود. ( تاریخ قم ص 145 ).
فرهنگ عمید
محل عیش وعشرت، جای خوش گذرانی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) محل شادی و خوشگذرانی عشرتگاه.
جمله سازی با عشرتخانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز عشرتخانه سرمستانه برجست خسک برپای و آتش بر کف دست
💡 بدین رنگست گر کیفیت مردن خوشا حسرت لب از ذوق کف پای تو عشرتخانه جان شد
💡 و آفتابش شمع عشرتخانه و پروانه ماه آنک گردد از شراب مدحتت مست و خراب
💡 به عشرتخانه وصل اندرآ، از محنت هجران حلی بربند از شادی و بفکن جامه ماتم
💡 ساقیا چون پختگانرا ز آتش می سوختی گرم کن خامان عشرتخانه را کافسرده اند