عذرات
مترادفها
بهانهها، عذرها
لغت نامه دهخدا
عذرات. [ ع َ ذِ ] ( ع اِ ) ج ِ عَذرة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به عذرة شود.
فرهنگ فارسی
جمع عذره
جمله سازی با عذرات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای از گل عذرات هر مرغ را نوایی در هر دلی خیالی بر هر سری هوایی
💡 چهرهٔ عذرات باید بر در وامق نشین عشق بوذروار گیر و گام سلمانوار زن
💡 چهره عذرات باید بر در وامق نشین عشق بو دردات باید گام سلمان وار زن
💡 خط ار به گرد عذرات همی نیارد گشت عجب مدار که مژگانت تیر پرتاب است
💡 او مدام با عذرات واهی و بیمعنا سعی میکرد از انجام مسئولیتهای خود در برابر تیم و همکارانش در شرکت شانه خالی کند.
💡 برای رسیدن به هدف نهایی، نباید اجازه داد عذرات و بهانههای کوچک در مسیر پیشرفت و حرکت ما به سمت موفقیت ایجاد مانع شوند.
💡 مدیر شرکت اعلام کرد که دیگر هیچگونه عذراتی برای تاخیر در ارائه گزارشهای ماهانه از سوی بخشهای مختلف پذیرفته نخواهد شد.