عذر و بهانه
مترادفها
توجیه، دلیل، غرض، مصلحت
لغت نامه دهخدا
عذر و بهانه. [ ع ُ رُ ب َ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) رجوع به عذر و رجوع به بهانه شود.
- عذر و بهانه آوردن؛ برای انجام ندادن کاری دلیل بی اساس تراشیدن.
جمله سازی با عذر و بهانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگرم به فلک طلبد ز زمین وگرم به زمین فکند ز فلک به قبول و اطاعت حکم قضا نتوان در عذر و بهانه زدن
💡 چه عذر و بهانه دارد ای جان آن کس که ز بینشان نشان گفت
💡 او همیشه برای انجام ندادن وظایف سنگین خود، انواع و اقسام عذر و بهانه را میآورد تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.
💡 در دنیای حرفهای، نباید اجازه داد که عذر و بهانه باعث عقب ماندن از اهداف تعیین شده و از دست رفتن فرصتهای طلایی شود.
💡 موفقترین افراد جامعه کسانی هستند که به جای تراکم عذر و بهانه، بر یافتن راه حلهای خلاقانه برای عبور از چالشها تمرکز میکنند.