لغت نامه دهخدا
عث. [ ع َث ث ] ( ع مص ) خوردن مته پشم را و درافتادن در آن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ستیهیدن. ( منتهی الارب ). الحاح. ( اقرب الموارد ). || گزیدن مار کسی را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || برگرداندن کلام را بر کسی یا سرزنش کردن او را. ( اقرب الموارد ).
عث. [ ع ُث ث ] ( ع ص ) هو عث مال؛ او تباه کننده شتران است. ( منتهی الارب ).
عث. [ ع ِث ث ] ( ع اِ ) افعی که افعی دیگر را خورد. ج، عِثاث. ( اقرب الموارد ).