لغت نامه دهخدا
( طرازة ) طرازة. [ طِ زَ ]( ع اِمص ) حرفت طَراز. پیشه نگارگر. || برودری. ج، طَرازات، طرائز. || شغل برودری. دوزنده. ( دزی ج 2 ص 35 ).
( طرازة ) طرازة. [ طِ زَ ]( ع اِمص ) حرفت طَراز. پیشه نگارگر. || برودری. ج، طَرازات، طرائز. || شغل برودری. دوزنده. ( دزی ج 2 ص 35 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرای علم طرازه، اساس خیرنهد درخت ظلم کند خوف را امان آرد