لغت نامه دهخدا
طاوس جمال.[ وو ج َ ] ( ص مرکب ) بزیبائی طاوس. بجمال طاوس: تا غزالی صید کند یا طاوس جمالی در قید آرد.
( سندبادنامه ص 259 ).
طاوس جمال.[ وو ج َ ] ( ص مرکب ) بزیبائی طاوس. بجمال طاوس: تا غزالی صید کند یا طاوس جمالی در قید آرد.
( سندبادنامه ص 259 ).
( صفت ) با زیبایی طاوس به جمال طاوس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای جلوهگر عالم، طاوس جمال تو سرسبزی و شب رنگی وصف خط و خال تو