ضعفی

لغت نامه دهخدا

ضعفی. [ ض َ فا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ضعیف. ( منتهی الارب ). رجوع به ضعیف شود.

فرهنگ فارسی

جمع ضعیف

جمله سازی با ضعفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باین ضعفی که نتوانم به بیهوشی زخود رفتن توانم رفت چون پروانه هر ساعت بقربانت

💡 بس که گشتم ناتوان دارد نگه در دیده‌ام آن‌قدر ضعفی که نتواند ز مژگان بگذرد

💡 با چنین ضعفی که شد پیراهن تن بار او چون توان برداشت جویا خرقهٔ پشمینه را

💡 به این ضعفی که نتوانم نمودن راست، قامت را کشیدی بر سرم تیغ جفا، ابرو هلال من

💡 سه شب دیگر هیچ نیافت. همچنین چهارصد رکعت نماز کرد، تا شب هفتمین رسید. ضعفی در وی پدید آمد. گفت: الهی! اگرم بدهی شاید.

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز