صحن پالوده

لغت نامه دهخدا

صحن پالوده. [ ص َ ن ِ دَ ] ( اِ مرکب ) کنایه از اندام نهانی زن بکر است. ( آنندراج از شرح سکندرنامه ). || در دو بیت ذیل نظامی «صحن پالوده » بمعنی صحن ( بشقاب، کاسه ) پالوده ( فالوذج ) است. رجوع به پالوده شود:
انگبین بروغن آلوده
چرب و شیرین چو صحن پالوده.نظامی.شهد انجیر و مغزبادامش
صحن پالوده کرده در جامش.نظامی.

فرهنگ فارسی

کنایه از اندام نهانی زن بکراست

جمله سازی با صحن پالوده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو انگشت بر صحن پالوده راند ز پالوده انگشتش آلوده ماند

💡 شهد انجیر و مغز بادامش صحن پالوده کرده در جامش

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز