صبح پسین
لغت نامه دهخدا
صبح پسین. [ ص ُ ح ِ پ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صبح دوم. بام دوم. صبح صادق:
سینه چون صبح پسین خواهم درید
کآفتاب آمد به پیشین ای دریغ.خاقانی.چون مشعله پیش بین موافق
چون صبح پسین منیر و صادق.نظامی.
فرهنگ فارسی
صبح دوم
جمله سازی با صبح پسین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در نیم شب چو صبح پسین درگرفتهایم در ملک نیمروز به پیشین رسیدهایم
💡 تا صبح پسین عبادتی میکردند آن یک به رکوع بود و آن یک به سجود
💡 در شرق و غرب صبح پسینم به صدق و فضل تو آفتابی انده صبح پسین خوری
💡 سینه چون صبح پسین خواهم درید کآفتاب آمد به پیشین ای دریغ
💡 چون مشعله پیش بین موافق چون صبح پسین منیر و صادق