صبائی

لغت نامه دهخدا

صبائی. [ ص َ ] ( اِخ ) وی شاعری است از مردم ادرنه و معاصر سلطان بایزید ثانی و او را دیوانی است. ( کشف الظنون ج 1 ص 514 ).

فرهنگ فارسی

وی شاعریست از مردم ادرنه و معاصر سلطان بایزید ثانی و او را دیوانی ست

جمله سازی با صبائی

💡 ای حجت، می‌گوی سخنهای به حجت زیرا که صبائی تو و خصمانت هبااند

💡 تو صبائی در طلب در جستجوی در حریم وصل گل در گفتگوی

💡 جهان را هر دم آئینی و رائی است چمن را هم سموم و هم صبائی است

💡 چمن حریم دل را کنم از نفس صبائی روض ریاض جان را کنم از دل (ایلوانی)