شوریده کار. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) پریشان کار. ( از آنندراج ). آنکه کارهای وی درهم باشد. ( ناظم الاطباء ):
بحکم آنکه بس شوریده کارم
چو زلف خود دلی شوریده دارم.نظامی.|| ( اِ مرکب ) کار نابسامان و آشفته و مختل و درهم: شوریده کاری در پیش داریم و صواب رفتن به هرات بود و با آن قوم صلحی نهادن. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 633 ). التخاخ، ایتلاخ؛ شوریده شدن کار. ( تاج المصادر بیهقی ). التباس؛ شوریده شدن کار. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ).
آشفته کار، ویژگی کسی که کارهایش درهم وبرهم و نامنظم باشد.
( صفت ) آن که کارهایش در هم و برهم باشد آشفته کار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون با سر زلف توست، کار من شوریده کار من اگر دارد، پیچی و خمی شاید
💡 سرگشته و شوریده کار خویشیم صیاد نه ایم و هم شکار خویشیم
💡 ترا شراب زخم خانه ی الست دهند از آن که مستی شوریده کار و خیره سری
💡 بهر کجا که روم آب دیده می بینم که دامن من شوریده کار می گیرد
💡 فرو رفت بر هرزه شوریده کار از آن گه که گردِ جهان بر دوید