شلوار بند

لغت نامه دهخدا

شلواربند. [ ش َل ْ ب َ ] ( نف مرکب ) آنچه یا آنکه شلوار را بندد. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِ مرکب ) بند شلوار و بندی که شلوار را بدان محکم بندند. ( ناظم الاطباء ). بند ازار. بند تنبان. بند شلوار. بندزیرجامه. ازاربند. تکه. ( یادداشت مؤلف ) ( دهار ): از وی [ از شهر طیب به خوزستان ] شلواربند خیزد سخت نیکو هم چون ارمینی. ( حدود العالم ). و از وی [ از ناحیت روم ] جامه دیبا و سندس و میسانی و طنفسه و جوراب و شلواربند با قیمت بسیار خیزد. ( حدود العالم ). از [ طوس ]... سنگ فسان و شلواربند و جوراب خیزد. ( حدود العالم ). از واسط گلیم و شلواربند و پشمهای رنگین خیزد. ( حدود العالم ). از وی [ سلماس ] شلواربندهای نیکو خیزد. ( حدود العالم ). از وی [ خوزستان ] شکر و جامه های گوناگون و پرده ها و سوزن کرده ها و شلواربند و ترنج شمامه و خرما خیزد. ( حدود العالم ).
چه سود این بند سخت دلپسندت
که بی شلوار بد شلواربندت.( ویس و رامین ).چندان بکشت که پنجاه خروار شلواربند کشتگان از همدان به جانب ری بردند. ( مجمل التواریخ و القصص ). از بن رانها تا به قدم همی بندند به شلواربندها و نوارهای نرم. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ عمید

بند شلوار.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بندی که شلوار را بدان محکم بندند بند شلوار.

جمله سازی با شلوار بند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سخت شلوار بند و پاکیزه ست ممکن آید که نیکو دوشیزه ست

💡 تهمتن چو بگشاد شلوار بند به زانو در آمد یل ارجمند

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
ستون یعنی چه؟
ستون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز