شش روزن

لغت نامه دهخدا

شش روزن. [ ش َ / ش ِ رَ / رُو زَ ] ( اِخ ) شش سیاره. ( ناظم الاطباء ). کنایه از شش کوکب. ( از برهان ) ( از آنندراج ). شش ستاره منظومه شمسی. || ( اِ مرکب ) عالم و گیتی. ( ناظم الاطباء ). کنایه از دنیاست به اعتبار شش جهت. ( برهان ) ( آنندراج ):
پسری چون تو نزادند درین شش روزن
هفت سیاره و نه دایره و چارگهر.سنایی.رجوع به شش جهت شود. || مخلوق جاندار. ( ناظم الاطباء ). کنایه از حیوان هم هست به اعتبار سوراخهای گوش و دهان و بینی و پس و پیش ؟ ( آنندراج ) ( برهان ).

فرهنگ عمید

دنیا به اعتبار شش جهت، شش دری.

فرهنگ فارسی

۱ - دنیا ( به اعتبار شش جهت ). ۲ - حیوان ( باعتبار سوراخهای گوش و دهان و بینی و پس و پیش ). ۳ - شش سیاره.

جمله سازی با شش روزن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا کم نه فلک نیم آستان کی دل نشست افتد دو در یک پخ سپنجی چار پی شش روزن ایوانی

💡 پسری چون تو نزادند درین شش روزن هفت سیاره و نه دایره و چار گهر