لغت نامه دهخدا
شاه مغرب. [ هَِ م َ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از هلال یعنی ماه شب اول است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
شاه مغرب. [ هَِ م َ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از هلال یعنی ماه شب اول است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
کنایه از هلال یعنی خاوری است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منوچهر را مرکب که سرین فرستاده بد شاه مغرب زمین
💡 ابا لشکر شاه مغرب بهم به بینی هنرهاش بر بیش و کم
💡 پذیره بیامد باین داد و دین بر نامور شاه مغرب زمین
💡 ماند به هلال شاه مغرب کافزونش فروتر آن ببینم