لغت نامه دهخدا
سیلاب گیر. [ س َ / س ِ ] ( نف مرکب ) زمین پست که آب در آن جمع شود. ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ):
ما از شراب لعل بهمت گذشته ایم
سیلاب گیر نیست زمین بلند ما.صائب ( دیوان چ امیری فیروزکوهی ص 57 ).
سیلاب گیر. [ س َ / س ِ ] ( نف مرکب ) زمین پست که آب در آن جمع شود. ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ):
ما از شراب لعل بهمت گذشته ایم
سیلاب گیر نیست زمین بلند ما.صائب ( دیوان چ امیری فیروزکوهی ص 57 ).
( ~. ) (اِمر. ) زمینی پست که آب سیل در آن جمع شود.
زمین گود و پست که سیلاب در آن جمع شود، سیل گیر: ما از شراب لعل به همت گذشته ایم / سیلاب گیر نیست زمین بلند ما (صائب: لغت نامه: سیلاب گیر ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما از شراب لعل به همت گذشته ایم سیلاب گیر نیست زمین بلند ما