لغت نامه دهخدا
سام رزم.[ رَ ] ( ص مرکب ) آنکه چون سام جنگ کند:
جم سیری و سام رزم و دارا بزمی
رستم کرداری و فریدون کاری.فرخی.
سام رزم.[ رَ ] ( ص مرکب ) آنکه چون سام جنگ کند:
جم سیری و سام رزم و دارا بزمی
رستم کرداری و فریدون کاری.فرخی.
آنکه چون سام جنگ کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جم سیر و سام رزم و دارا بزمی رستم کرداری و فریدون کاری
💡 چنین گفت کای سام رزم آزما که از تن ربایم تن مرد را
💡 چنین گفت با سام رزم آزمای کزین پس که من سوی پیکار رای