زشت صورت
مترادفها
بدچهره، کریه، زشتروی
متضادها
زیبا، خوشرو
لغت نامه دهخدا
زشت صورت. [ زِ رَ ] ( ص مرکب )زشت رو. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به زشت روی شود.
فرهنگ عمید
= زشت رو
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه دارای چهره ای زشت باشد زشت صورت.
جمله سازی با زشت صورت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شخصی به یکی از حکما گفت: «ای زشت صورت گفت آفرین من با خودم نبود که نیکو بیافرینم».