زشت کرداری
مترادفها
بدکردار، بدطینت، بدرفتار، بدخلق، ناپاک، بدجنس، بداخلاق
متضادها
خوشرفتاری، نیککرداری
لغت نامه دهخدا
زشت کرداری. [ زِ ک َ / ک ِ] ( حامص مرکب ) عمل زشت کردار. بدکرداری:
ز خوبان هرکه را بیش آزمائی
از او جز زشت کرداری نیاید.خاقانی.رجوع به زشت کردار، زشت و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
عمل زشت کردار بد کرداری
جمله سازی با زشت کرداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنهایی که کج اندیشی برگزینند، بدگفتاری و زشت کرداری به وجود میآورند برخلاف قانون اَشا گام بر میدارند و براساس فرایند کنش و واکنش نتیجهٔ رفتار خود را دریافت خواهند کرد.