زش

لغت نامه دهخدا

زش. [ زَ ] ( حرف ) هزوارش «زیش »، «زیش »، پهلوی «ایش » به معنی چه از او، به او. ( حاشیه برهان چ معین ). بمعنی چه باشد، چنانکه زش بگویم یعنی چه بگویم و زش آن وزش این، یعنی چه آن و چه این. ( برهان ). چه. ( صحاح الفرس ) ( فرهنگ رشیدی ) ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 221 ) ( فرهنگ رشیدی ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). چه. و زش بگویم یعنی چه بگویم. ( از ناظم الاطباء ):
زش از او پاسخ دهم اندر نهان
زش بپنداری میان مردمان.رودکی ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 221 ).
زش. [ زُ ] ( اِ ) نم. ژاله. شبنم. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. از او.
۲. چه: زش آن و زش این.
۳. چه از او.

فرهنگ فارسی

نم و ژاله و شبنم

جمله سازی با زش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زش ازو پاسخ دهم اندر نهان زش به بیداری میان مردمان

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز