لغت نامه دهخدا
نیمق. [ ] ( معرب، اِ ) به لغت یونانی، نیلوفر. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). نیمقا. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). ظاهراً مصحف نیمف است. ( از حاشیه برهان قاطع ).
نیمق. [ ] ( معرب، اِ ) به لغت یونانی، نیلوفر. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). نیمقا. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). ظاهراً مصحف نیمف است. ( از حاشیه برهان قاطع ).