زبوری

لغت نامه دهخدا

زبوری. [ زَ ] ( ص نسبی ) نسبت است به زبور که نام شخصی است و یکی از اولاد او نیز با همین نسبت شهرت دارد.( از لباب الانساب سمعانی ). رجوع به ماده بعد شود.
زبوری. [ زَ ] ( اِخ ) محمدبن عبداﷲبن زیاد بغدادی، مکنی به ابواحمد. از محمدبن غالب تمتام و ابوبکر عبداﷲبن ابی الدنیا و جعفربن محمد... و احمدبن موسی النجار سماع دارد. ابوعمروبن سماک و حسین بن محمدبن عبید عسکری و ابوالحسن علی بن عمر الدارقطنی از او روایت دارند. زبوری در جمادی الاَّخره بسال 330 هَ. ق. درگذشت. ( از لباب الانساب سمعانی ).

جمله سازی با زبوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در طالع خود ز زهره سوری داری در سینه چو داود زبوری داری

💡 گه معجز صاحب زبوری گه مار پیمبر شبانی

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز