زبان گندمین

لغت نامه دهخدا

زبان گندمین. [ زَ ن ِ گ َ دُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از زبان هموار و ملایم و نرم و چرب. ( آنندراج ). زبان ملایم گو. ( غیاث اللغات: زبان گندمی ):
با زبان گندمین روزی طلب کردن خطاست
طوطی شیرین سخن را شکرگفتار هست.صائب.از زبان گندمین افتاد در کارم گره
خوشه بی حاصل مادانه دیگر نداشت.صائب.

فرهنگ فارسی

کنایه از زبان هموار و ملایم و نرم و چرب

جمله سازی با زبان گندمین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن که می دارد زبان گندمین از ما دریغ تخم انجم، خرمن مه، خوشه پروین ازوست

💡 نان جو بر سفره ما گر نباشد، گو مباش نعمتی همچون زبان گندمین داریم ما

💡 نیم چون دیگران گر صاحب خرمن، نیم غمگین بحمدالله که از قسمت زبان گندمین دارم

💡 عدالت این تقاضا می کند کز خرمن قسمت نیابد نان جو هر کس زبان گندمین دارد

💡 با زبان گندمین خود قناعت کرده ایم نیست ما را چشم رزق از خوشه پروین چرخ

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز