رزم اور
کلمه «رزمآور» به کسی گفته میشود که جنگجو و جنگاور است و در نبردها یا میدانهای رزمی مهارت و شجاعت دارد. این واژه در فرهنگهای لغت مانند دهخدا، معین و عمید بهعنوان جنگجو، جنگاور و رزمآورنده تعریف شده است و نشاندهنده فردی است که در رویارویی با دشمن توانایی مقابله و پیروزی دارد. رزمآور نه تنها فردی با قدرت جسمانی، بلکه کسی است که تجربه، تدبیر و شجاعت در نبرد دارد و میتواند نیروهای خود را هدایت کند. در متون ادبی و حماسی فارسی، رزمآوران معمولاً با صفاتی چون شجاع، دلاور و سرسخت توصیف میشوند و حضور آنها نماد قدرت و دلیر بودن است. این واژه گاهی به صورت استعاری نیز به کار میرود تا افرادی را توصیف کند که در مشکلات یا رقابتهای دشوار پیروز و موفق هستند. رزمآور، با توجه به منابع لغوی، همان جنگاور و جنگجو است که در میدانهای رزمی برجسته عمل میکند و مهارتهای نظامی و شجاعت او برجسته است.
مترادفها
جنگجو، مبارز، پیکارجو، دلاور
متضادها
جنگگریز، بزدل، ترسو
لغت نامه دهخدا
( رزم آور ) رزم آور. [ رَ وَ ] ( نف مرکب ) جنگجو. جنگاور. ( فرهنگ فارسی معین ). جنگ آور. ( یادداشت مؤلف ). رزمخواه:
بدید کوشش رزم آوران دشمن را
شنید حمله شیرافکنان شهرگشای.مختاری.و رجوع به مترادفات کلمه شود.
فرهنگ معین
( رزم آور ) (وَ ) (ص فا. ) جنگجو، جنگاور.
فرهنگ عمید
( رزم آور ) جنگاور، جنگ جو، رزم آورنده.
فرهنگ فارسی
( رزم آور ) علی ( حاجی )(مقت.۱۳۲۹ ه. ش. )از صاحب منصبان مطلع و فعال ایران.وی بدرجه سپهبدی رسید و مدتی در ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران فرمانده را داشت و از تیر ۱۳۲۹ تا اسفند همان سال نخست وزیر ایران بود و در تاریخ اخیر بضرب گلوله مقتول شد.
( صفت ) جنگجو جنگاور.
جنگجو جنگاور جنگ آور
جمله سازی با رزم اور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وی پس از برکناری برادرش به حکومت رسید. او فرمانروایی دلیر و رزم اور بود و پیش از رسیدن به اتابکی یزد در کنار ملک ارسلان سلجوقی در جنگها شرکت داشت و چند بار از جانب سلجوقیان به حکومت شیراز و اصفهان رسید.