لغت نامه دهخدا
روده درازی. [ دَ / دِ دِ ] ( حامص مرکب ) پرگویی. پرحرفی. درازنفسی. پرچانگی. اطاله کلام. کثرت سخن. رجوع به روده دراز و روده درازی کردن شود.
روده درازی. [ دَ / دِ دِ ] ( حامص مرکب ) پرگویی. پرحرفی. درازنفسی. پرچانگی. اطاله کلام. کثرت سخن. رجوع به روده دراز و روده درازی کردن شود.
پرحرفی، پرگویی.
پر حرفی دراز نفسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیش از این فلسفه هم، روده درازی دیدم