لغت نامه دهخدا
بترونی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بترون. رجوع به بترون شود.
بترونی. [ ب َ] ( اِخ ) ابوالیمن بن عبدالرحمن البترونی، در حلب مفتی بود. بسال 1004 هَ. ق. به دمشق رفت. و در 80 سالگی بسال 1046 هَ. ق. درگذشت. ( از معجم المطبوعات ).
بترونی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بترون. رجوع به بترون شود.
بترونی. [ ب َ] ( اِخ ) ابوالیمن بن عبدالرحمن البترونی، در حلب مفتی بود. بسال 1004 هَ. ق. به دمشق رفت. و در 80 سالگی بسال 1046 هَ. ق. درگذشت. ( از معجم المطبوعات ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمر بترونی (عربی: عمر بطرونى؛ زادهٔ ۹ ژانویهٔ ۱۹۴۹) بازیکن فوتبال اهل الجزایر بود.
💡 وی همچنین در تیمهای ملی فوتبال الجزایر بازی کردهاست. بترونی در مسابقات کشوری و بینالمللی در مجموع برندهٔ ۲ مدال طلا شدهاست.