رامش فزای

لغت نامه دهخدا

رامش فزای. [ م ِ ف َ ] ( نف مرکب ) رامش افزای. مخفف رامش فزاینده. افزاینده رامش. شادی افزای:
دو منزل پدر بدش رامش فزای
وراکرد بدرود و شد باز جای.اسدی.رجوع به رامش افزای و رامش افزا در همین لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

رامش افزای. مخفف رامش فزاینده. افزایند. رامش. شادی افزای.

جمله سازی با رامش فزای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدو گفت شاها، تو رامش فزای که یک ره ببخشود ما را خدای

💡 گر ز بهر لذت دنیا شوی رامش فزای گر ز بهر نعمت عقبی شوی پرهیزکار

💡 شکر لؤلؤ نمایست آن لب رامش فزای گر میان شکر اندر چشمه کوثر بود

💡 بدو گفت، شاها، تو رامش فزای که آمد که یزدان گیتی نمای

💡 دو منزل پدر بُدش رامش فزای ورا کرد بدرود و شد باز جای

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز