لغت نامه دهخدا
رایحات. [ ی ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ رایحه، بوهای خوش. || شبانگاه درآیندگان:
علیک تحیة الرحمن تتری
برحمات غواد رایحات.؟ ( از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 192 ).
رایحات. [ ی ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ رایحه، بوهای خوش. || شبانگاه درآیندگان:
علیک تحیة الرحمن تتری
برحمات غواد رایحات.؟ ( از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 192 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این باد روح بخش که جان تازه می کند از رایحات نشو و نما می رسد به من
💡 به رایحات عرق چین نازکت که درو خواص پیرهن و چشم پیر کنعان است