لغت نامه دهخدا
رایت افراخته. [ ی َ اَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) که علم برافراشته باشد. که لوا افراخته باشد. که علم و بیرق برپا کرده باشد. که علامت و علم برپای داشته باشد:
همان رومی رایت افراخته
ز هندی در آب آتش انداخته.نظامی.
رایت افراخته. [ ی َ اَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) که علم برافراشته باشد. که لوا افراخته باشد. که علم و بیرق برپا کرده باشد. که علامت و علم برپای داشته باشد:
همان رومی رایت افراخته
ز هندی در آب آتش انداخته.نظامی.
که علم بر افراشته باشد. که لوا افراخته باشد. که علم و بیرق بر پا کرده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همان رومی رایت افراخته ز هندی در آب آتش انداخته