لغت نامه دهخدا
راه دانستن. [ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) ره دانستن. برسم و راه واقف بودن. آشنا بودن به رسم و آداب.
راه دانستن. [ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) ره دانستن. برسم و راه واقف بودن. آشنا بودن به رسم و آداب.
ره دانستن. برسم و راه واقف بودن. آشنا بودن به رسم و آداب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی در این اثر بر شناخت نفس و مقام والایی که خود انسان از راه دانستن حقایق کلی به دست میآورد، تأکید میکند و میگوید: مقصود نهایی از پرداختن عرض نامه در مباحث بخشهای سوم و چهارم این اثر که به دانش حقایق کلی اختصاص دارد، نهفتهاست.