رانان

مترادف‌ها

دوندگان، دویدگان

لغت نامه دهخدا

رانان. ( نف، ق ) وصف حالیه. در حال راندن. ( یادداشت مؤلف ).
رانان. ( ع اِ ) رانین فارسی که بمعنی شلوار است. ( از فرهنگ رشیدی ).

فرهنگ فارسی

رانین فارسی است که بمعنی شلوار است

جمله سازی با رانان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خشک سازد ریشه نخل هوس رانان خشک آرزو گرددز نعمتهای الوان بیشتر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران