راست نام
مترادفها
راستگو، صادق، حقیقتگو
متضادها
دروغگو، کذاب، ریاکار
لغت نامه دهخدا
راست نام. ( ص مرکب ) آنکه براستی شهره و نامی شده است.آنکه نام او براستی و درستی بر سر زبانهاست. آنکه نام او براستی مشهور و نامور گردیده است:
زبان ترازو که شد راست نام
از آن شد که بیرون نیاید ز کام.نظامی.
فرهنگ فارسی
آنکه به راستی شهره و نامی شده است آنکه نام او به راستی و درستی بر سر زبانهاست.
جمله سازی با راست نام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ذکر تو با ذکر کردگار کنم راست نام ترا نام کردگار قرین است
💡 مال و زر است به ز همه چیز پیش خلق وتن خواجه راست نام نکو به ز زر و مال
💡 زبان ترازو که شد راست نام از آن شد که بیرون نیاید ز کام
💡 به بیرم که سلطانی و راست نام بدادند دستارها را تمام
💡 قوله تعالی: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» اللَّه نام خداوندی که نامور است بیش از نام بران و راست نام ترست از همه ناموران، کردگار جهان و جهانیان و خداوند همگان، رحمن است دارنده آفریدگان: دشمنان و دوستان و فراخ بخشایش در دو جهان، رحیم است مهر نمای و دل گشای، دوستان را راه نمای و سر آرای عارفان، نکو نام و رهیدار کریم و مهربان، در گفت شیرین و در علم پاک، در صنع زیبا و در فضل بیکران.
💡 شاه فرمانروا تویی ای جان دیگران راست نام شه به غلط