نام یافتن
مترادفها
نامیده شدن، ملقب شدن، خوانده شدن
لغت نامه دهخدا
نام یافتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) شهرت یافتن. مشهور شدن. شهره گشتن. نامی شدن:
نام طلب کردی و کردی به کف
نام توان یافت به خلق حسن.فرخی. || به وجود آمدن. هستی یافتن. پدید آمدن. موجود شدن:
به نام آنکه هستی نام از او یافت
فلک جنبش، زمین آرام از او یافت.نظامی.
جمله سازی با نام یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «سوالهایی دارم» ترانهای از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا کامیلا کابیو از اولین آلبوم استودیی وی با نام آسیب دیدن، بهبود یافتن، عاشق شدن است که در ۲۲ مه ۲۰۱۷ (۲۰۱۷-05-۲۲) منتشر شد و از ترانههای معروف وی به همراه گریه کردن در کلوب است.