دار العیار
لغت نامه دهخدا
دارالعیار. [ رُل ْ ع ِ] ( ع اِ مرکب ) جایی که در آن مبصران و نقادان از سیم و زر چاشنی گیرند و سره را از ناسره تمییز کنند. ( غیاث ). و آن زیر نظر محتسب بوده است. || مجمع سخن سنجان و نقادان شعر، انجمن ادبی:
هزار حیف که عرفی و نوعی و سنجر
نی اند جمع به دارالعیار برهان پور.صائب.
فرهنگ فارسی
جایی که در آن مبصران و نقادان از سیم و زر چاشنی گیرند و سره را از ناسره تمییز کنند.
جمله سازی با دار العیار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 منصوروار بر سر دار ملامتم وین دار گشت قصه دار العیار من