دار و بگیر

لغت نامه دهخدا

دار و بگیر.[ رُ ب ِ ] ( اِ مرکب ) داروگیر. داروبرد:
زبان گردان گویا شود به داروبگیر
دل دلیران مایل شود به جور و ستم.فرخی.

فرهنگ فارسی

دارو گیر

جمله سازی با دار و بگیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زبان گردان گویا شود به دار و بگیر دل دلیران مایل شود به جور و ستم

💡 او تمام دار و بگیر خود را در جریان یک قمار بزرگ از دست داد و اکنون برای تامین مخارج اولیه زندگی با سختی‌های زیادی روبرو است.

💡 در تنظیمات وصیت‌نامه باید دقت کنید که تمام دار و بگیر و اموال غیرمنقول فرد به طور دقیق و شفاف برای وارثان قانونی تعیین شده باشد.

💡 پس از گذشت سال‌ها از مهاجرت، او توانسته است دار و بگیر زیادی جمع‌آوری کند و اکنون زندگی مرفهی را در کنار خانواده خود تجربه می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران