لغت نامه دهخدا
خانه درویش. [ ن َ / ن ِ دَرْ ] ( اِخ ) نام محلی است کنار راه آباده به شیراز میان آباده و حاجی آباد و در ششصد و بیست و دو هزار و هفتصدگزی تهران.
خانه درویش. [ ن َ / ن ِ دَرْ ] ( اِخ ) نام محلی است کنار راه آباده به شیراز میان آباده و حاجی آباد و در ششصد و بیست و دو هزار و هفتصدگزی تهران.
نام محلی است کنار راه آباده به شیراز میان آباده و حاجی آباد و در ششصد و بیست و دو هزار و هفتصد گزی تهران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بزم من شبهاست روشن از خیال روی تو خانه درویش را شمعی به از مهتاب نیست
💡 ظلمتم روشن فضولی ز آتش بیداد اوست خانه درویش بین کز لطف شه دارد چراغ
💡 شکایت از تو ندارم که شکر باید کرد گرفته خانه درویش پادشه به نُزول
💡 دزد هرگز در کمین خانه درویش نیست پیرهن در بر ز نقش بوریا باشد مرا
💡 غمی هر دم به دل از سینه صد چاک می ریزد زسقف خانه درویش دایم خاک می ریزد
💡 گر جمال دوست نبود، با خیالش هم خوشم خانه درویش را شمعی به از مهتاب نیست