خالف

مترادف‌ها

مخالفت کرد

متضادها

موافق بودن، همسو بودن

لغت نامه دهخدا

خالف. [ ل ِ ] ( ع ص ) گول. احمق. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). منه:رجل خالف. || بسیار خلاف. ( ناظم الاطباء ). || بی خیر. نانجیب. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). منه: هو خالف اهل بیته. || سقا. آب برکشنده. || آنکه بنشیند پس از رفتن تو. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). منه: فاقعدوا مع الخالفین. ( قرآن 9/83 ). || خِلاف. ( ناظم الاطباء ). منه: فی خُلقه خالف؛ ای خلاف. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || ( اِ ) نبیذ تباه شده. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

گول احمق

جمله سازی با خالف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفِینَ مع من تخلف بعذر، و قیل مع النساء و الصبیان، و قیل مع اهل الفساد الّذین لا خیر فیهم، و قیل للرجل الذی هو شر اهله: هو خالف بنی فلان.

💡 خسروی کو نکند قصد دیاری که به تیغ خاکش از خون خالف چو طبرخون نکند

💡 وَ اللَّهُ یَقُولُ الْحَقَّ ای یقول ما یجب ان یقال و قیل: معناه ما یقوله اللَّه هو الحقّ، الواجب الّذی من عدل عنه خالف الحقّ.

💡 از اول در عراق آوردی، آن شاه حجازی را به صد شور و نوایش با خالف همنعنان کردی

💡 ابن عباس گفت: هم الیهود و النّصاری آمنوا ببعض القرآن و هو ما وافق کتابهم و کفروا ببعض و هو ما خالف کتابهم، و قیل آمنوا ببعض کتبهم و کفروا ببعض.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران