ذناب

لغت نامه دهخدا

ذناب. [ ذِ ] ( ع اِ ) ج ِ ذَنوب و ذُنابَة.
ذناب. [ ذِ ] ( اِخ ) نام وادئی متعلق به مرةبن عوف. || نام جایگاهی و ظاهراً در شام.
ذناب. [ ذِ ] ( ع اِ ) رشته ای که بدان دم شتر را به تنگ آن بندند تا آن را جنبانیدن نتواند و راکب را آلوده نکند. || سپس و آخر هر چیزی. || سپس رو. || آب رو میان دو پشته. ج، ذَنائب.

فرهنگ فارسی

رشته که بدان دم شتر را به تنگ آن بندند تا آنرا جنبانیدن نتواند و راکب را آلوده نکند.

جمله سازی با ذناب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر مدد از شاهباز همتت یابد ذناب افکند درکاسهٔ گردون طناطن از طنین

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز