درغاله
لغت نامه دهخدا
درغاله. [ دَ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: درغ، بند و سد و در + «َاله » علامت نسبت ) دربند. راه میان کوه. شعب. فرجه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). راه در کوه. شِعب. ( دهار ). راهی را گویند که از میان کوه بگذرد و آنرا به عربی شعب خوانند و فرجه میان دو کوه را نیز گفته اند. ( برهان ). راهی که در کوه بود چون دره. ( شرفنامه منیری ). شعب. ( زمخشری ). رجوع به توضیح مؤلف درباره لغت درغال در پاورقی شود.
فرهنگ عمید
راهی که از میان دو کوه بگذرد، گشادگی میان دو کوه.
جمله سازی با درغاله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 » در غرجستان درغالهها است از بالای کوه که سر درغاله است تا پایان که به «رود مرغاب» میرسد، چشمهسارهاست و هرجا اندک همواری است، مردمِ آن ولایت، بدان همواریها درختها نشانیدهاند و غلهٔ آن اکثر دَیمَه باشد بر بالای کوه… درختهای خودرو از امرود و لانه وغیره باشد و در درغالهها، درخت جوز بسیار بود و در «تهٔ مرغاب» درخت انجیر بسیار بود“(حافظ ابرو،1349: 36).