لغت نامه دهخدا
دانش پناه. [ ن ِ پ َ ] ( ص مرکب ) پناه دانش. حامی علم. هوادار دانش. ملجاء علم:
چو آمد بدروازه مصر شاه
باستاد یعقوب دانش پناه.شمسی ( یوسف و زلیخا ).|| در حمایت علم واقع شده. در پناه دانش درآمده.
دانش پناه. [ ن ِ پ َ ] ( ص مرکب ) پناه دانش. حامی علم. هوادار دانش. ملجاء علم:
چو آمد بدروازه مصر شاه
باستاد یعقوب دانش پناه.شمسی ( یوسف و زلیخا ).|| در حمایت علم واقع شده. در پناه دانش درآمده.
پناهگاه دانش، حامی علم و فضل.
پناه دانش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حضرت دانش پناه تست ارنه گفتمی شعر ازین دستت بسم الله که می گوید جواب!