داغ حبش

لغت نامه دهخدا

داغ حبش. [ غ ِ ح َ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) داغ سیاه. نشان سیاه که از داغ بر چهره یا اندام پدید آرند:
روی تاجیکانه ات بنمای تا داغ حبش
آسمان بر چهره ترکان یغمائی کشد.سعدی ( کلیات چ فروغی، غزلیات ص 112 ).

جمله سازی با داغ حبش

💡 خورشید را ضمیر تو داغ حبش نهد گلبرگ را نهیب تو رنگ خزان دهد

💡 به رو سیاهی داغ حبش مکن پر رو مر این غلام درم ناخریده خود را

💡 زاهد زآه ساخته خود تمام شب داغ حبش به چهره محراب میکشد

💡 صدش داغ حبش از اشک بر رو کشیدی صد الف بر سینه هر سو

💡 ترک فلک را ببین داغ حبش بر جبین طره ی شب را نگر نافه ی چین درّ شکن

معشوق یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز