تخارج

مترادف‌ها

اختلاس، خروج غیرقانونی

لغت نامه دهخدا

تخارج. [ ت َ رُ ] ( ع مص ) نفقه بیرون کردن هر یک را از همراهان و یاران بقدر یکدیگر. ( آنندراج ). تناهد. ( اقرب الموارد )( قطر المحیط ). || گرفتن بعض شرکاء خانه مبنی را و بعض شرکاء زمین را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گرفتن بعضی شریکها خانه بناشده را و بعضی دیگر زمین را. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). قسمت کردن و گرفتن بعضی از شریکان خانه را و بعضی زمین را و بعضی پول را و بعض دیگر عقارات را. و آنرا اقتسام به تخارج نیز گویند. ( قطر المحیط ). || دو گروه روباروی جنگ کردن. ( آنندراج ). || فی اللغة، تفاعل من الخروج و فی الاصطلاح، مصالحةالورثة علی اخراج بعض منهم بشی معین من الترکة. ( تعریفات جرجانی ).

فرهنگ فارسی

نفقه بیرون کردن هر یک را از همراهان و یاران بقدر یکدیگر. گرفتن بعض شرکائ خانه مبنی را و بعض شرکائ زمین را.

جمله سازی با تخارج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون فقهی و حقوقی، تخارج به معنای روشی است که از طریق آن فرد می‌تواند از یک قرارداد یا تعهد شرعی خارج شود.

💡 بسیاری از حقوقدانان متخصص برای حل مشکلات مربوط به قراردادهای پیچیده، از راهکارهای مبتنی بر مفهوم تخارج و توافق طرفین استفاده می‌کنند.

💡 برای جلوگیری از ضررهای مالی سنگین، طرفین قرارداد تصمیم گرفتند از طریق یک توافق دوجانبه، از طریق تخارج از معامله عمل کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران